تفکر انتقادی چیست؟
تفکر انتقادی یکی از مهارتهای فکری بسیار مهم است که دانشآموزان باید در مدارس یاد بگیرند. این مهارت به آنها کمک میکند تا شنیدهها، خواندهها و باورهای مختلف را بهصورت منطقی ارزیابی کنند و تصمیمات درست و مبتنی بر شواهد بگیرند. اگن و کاوچاک درباره اهمیت تفکر انتقادی میگویند: «در دنیای امروز، تفکر انتقادی اهمیت ویژهای یافته است، چرا که ما با حجم زیادی اطلاعات گمراهکننده، تبلیغات و دادههای متناقض روبهرو هستیم که باید آنها را تحلیل و غربال کنیم.»
تعریف و ویژگیهای تفکر انتقادی
تعاریف متعددی برای تفکر انتقادی وجود دارد:
- اگن و کاوچاک: «توانایی و گرایش به سنجش نتایج امور و تصمیمگیری منطقی بر اساس شواهد.»
- وولفلک: «ارزشیابی منظم و منطقی مسائل، شواهد و راهحلها.»
- اسلاوین: «توانایی تصمیمگیری منطقی درباره آنچه باید انجام دهیم و باور کنیم.»
- ارمرود: «داوری درباره صحت، اعتبار و ارزش اطلاعات و استدلالهای ارائهشده.»
تفکر انتقادی یعنی تفکری عمیق، منطقی و بدون تعصب، که شامل موارد زیر است:
- درک و تفسیر مسائل
- تحلیل سؤالها
- کاربرد منطق (قیاس، استقراء، استنباط)
- نتیجهگیری معقول و دفاع از آن
- تمایز حقایق از عقاید
- داوری درباره اعتبار منابع
- تصمیمگیری منطقی
- تشخیص فرضهای پنهان و کلیشهها
- طرح و پاسخگویی به سؤالها
اهمیت تفکر انتقادی در زندگی روزمره
وقتی در تبلیغی گفته میشود «۹۹ دندانپزشک از ۱۰۰ نفر این خمیردندان را توصیه میکنند»، فرد دارای تفکر انتقادی سؤال میکند:
- چه کسانی در این تحقیق شرکت کردهاند؟
- چگونه انتخاب شدهاند؟
- آیا شرکت تولیدکننده دخالت داشته است؟
این نوع پرسشگری کمک میکند که ادعاها را با نگاه دقیقتر و منطقیتر ارزیابی کنیم و از گمراهی جلوگیری کنیم.
آموزش تفکر انتقادی
برای پرورش تفکر انتقادی در دانشآموزان، باید:
- فرصتهای متنوعی برای تحلیل، ارزیابی و تصمیمگیری فراهم کنیم.
- فضای کلاس را به گونهای بسازیم که دیدگاههای مختلف مورد احترام باشند و گفتگوی آزاد تشویق شود.
- در پاسخ به سؤالها، علت و منطق پاسخ را هم توضیح دهیم.
- دانشآموزان را به پرسیدن «چه»، «چگونه» و «چرا» تشویق کنیم.
- از دانشآموزان بخواهیم که در دفاع یا نقد عقاید از عقل و منطق استفاده کنند، نه احساسات.
- به فراشناخت دانشآموزان کمک کنیم تا نسبت به اندیشههای خود آگاهتر شوند.
دیدگاههای مهم درباره آفرینندگی
دیدگاه رابرت گانیه:
گانیه آفرینندگی را نوعی حل مسئله میداند. او معتقد است آفرینندگی بر دانش و اطلاعات قبلی تکیه دارد و کشفهای علمی یا آثار هنری بزرگ محصول تلاشهای حل مسئله هستند.
دیدگاه گیلفورد:
گیلفورد آفرینندگی را با «تفکر واگرا» مرتبط میداند؛ تفکری که چندین پاسخ ممکن و منطقی دارد، برخلاف «تفکر همگرا» که فقط یک پاسخ درست دارد.

