حیطههای اهداف آموزشی: شناختی، عاطفی و روانی-حرکتی
روانشناسان تربیتی اهداف آموزشی را بر اساس ویژگیهای مختلف، به شیوههای متنوعی طبقهبندی کردهاند. یکی از معروفترین این طبقهبندیها، طبقهبندی بلوم است که توسط بلوم، انگلهارت، هیل، کراتهول و مسیا ارائه شده است.
در این مدل، اهداف آموزشی در سه حیطهی اصلی زیر جای میگیرند:
- حیطه شناختی
- حیطه عاطفی
- حیطه روانی-حرکتی
این سه حیطه به منظور تأکید بر جنبههای مختلف یادگیری تعریف شدهاند و نه به عنوان بخشهایی کاملاً مجزا و غیر مرتبط، چرا که در فعالیتهای آموزشی، مرز مشخص و قطعی بین آنها وجود ندارد.
برای مثال، اهداف مربوط به فرایندهای دانستن، ادراک، تفکر، قضاوت و استدلال در حوزه شناختی قرار میگیرند، در حالی که اهدافی مرتبط با احساسات، هیجانات و نگرشها در حیطه عاطفی و اهداف مربوط به مهارتهای عملی مانند نوشتن، تایپ، خیاطی و نوازندگی در حوزه روانی-حرکتی طبقهبندی میشوند.
حیطه شناختی اهداف آموزشی
حیطه شناختی بر یادآوری، درک و بازسازی اطلاعات ضروری برای یادگیری تأکید دارد. برای مثال، حل یک مسئله فکری نیازمند این است که فرد ابتدا مسئله اصلی را شناسایی کرده، اطلاعات داده شده را مرتب کند و آنها را به نظریهها و روشهایی که آموخته، مرتبط سازد.
اهداف شناختی از سادهترین سطوح شناختی تا پیچیدهترین سطوح معنوی و غیرمحسوس تنظیم میشوند.
سطوح ششگانه حیطه شناختی بر اساس طبقهبندی بلوم:
- دانش
یادسپاری و بازیافت اطلاعات، حقایق و اندیشههای علمی. این سطح بیشتر جنبه حفظی دارد و یادگیری در آن صرفاً شامل یادآوری اطلاعات به صورت دقیق است. - درک و فهم
توانایی فهمیدن مفهوم مطلب و توضیح آن به زبان خود، بدون برقراری ارتباط عمیق با سایر مطالب. - کاربرد
استفاده از مفاهیم، اصول و قوانین در موقعیتهای جدید بدون راهنمایی مستقیم؛ مانند حل مسائل علمی با استفاده از قوانین ریاضی. - تجزیه و تحلیل
توانایی شکستن موضوع به اجزای تشکیلدهنده، شناخت ارتباطات بین اجزا و درک ساختار کلی موضوع. این مرحله شامل سه زیرسطح است:- شناخت و دستهبندی عناصر
- تعیین روابط و تعاملات میان عناصر
- شناخت اصول سازماندهنده و پیوند دادن اجزا به یک کل یکپارچه
- ترکیب
بازسازی و ترکیب دوباره عناصر و اطلاعات گذشته با مطالب جدید برای خلق معنا یا ساختار جدید. این سطح مستلزم خلاقیت در چهارچوب مشخص است؛ مثلاً طراحی یک طرح آموزشی نو با استفاده از مطالب آموخته شده. - ارزیابی (این سطح را هم معمولاً در طبقهبندی بلوم میآورند، ولی در متن شما نبود، اگر مایلید اضافه کنم.)
اهمیت حیطه شناختی در آموزش
حیطه شناختی پایهی مهمی برای یادگیری عمیق و کاربردی است. دانشآموزانی که این مهارتها را کسب میکنند، قادرند مفاهیم را نه تنها حفظ کنند بلکه در موقعیتهای مختلف به کار ببرند، تحلیل کنند و ایدههای نو خلق کنند.

