سبکهای تفکر
علاوه بر دستهبندیهای مربوط به سبکهای یادگیری و مطالعه، دستهبندیهایی نیز درباره سبکهای تفکر ارائه شده است. رابرت استرنبرگ اولین کسی است که مفهوم «سبکهای تفکر» را معرفی و آن را دستهبندی کرد. او سبک تفکر را بهعنوان روشی که فرد میاندیشد تعریف میکند و معتقد است:
سبک تفکر یک توانایی نیست، بلکه به چگونگی استفاده ما از تواناییهایمان اشاره دارد.
به این معنا که افراد ممکن است در تواناییها مشابه باشند، اما در سبکهای تفکر متفاوت باشند. سبکهای تفکر ترجیحات ما درباره چگونگی استفاده از هوش و استعدادهایمان هستند. هوش به آنچه فرد میتواند انجام دهد اشاره دارد، اما سبک تفکر به آنچه فرد ترجیح میدهد انجام دهد.
استرنبرگ برای توضیح سبکهای تفکر از استعاره «حکومت ذهنی» استفاده کرده و اصطلاحات مربوط به حکومتداری را به کار برده است. الگوی سبکهای تفکر او شامل:
- ۳ کارکرد
- ۴ صورت یا شکل
- ۲ سطح
- ۲ گستره
- ۲ گرایش
سه کارکرد حکومتداری:
- قانونگذارانه (آفریننده)
- اجرایی (تحققبخش)
- قضایی (ارزشیابانه)
چهار شکل حکومت:
- پادشاهی (تکسالاری)
- سلسلهمراتبی (پایورسالاری)
- الیگارشی
- جرگهسالاری و بیقانونی
دو سطح حکومت:
- کلی (فراگیر)
- محلی (جزئی)
دو گستره:
- داخلی
- خارجی
دو گرایش:
- محافظهکارانه
- ترقیخواهانه و آزادمنشانه
مهمترین بخش این سبکها، کارکردهای آن است که در ادامه به توضیح هر یک میپردازیم.
سبک تفکر قانونگذارانه
افراد با سبک تفکر قانونگذارانه علاقهمندند کارها را طبق میل و روش خود انجام دهند. این افراد دوست دارند خلق، تدوین و طراحی کنند و قوانین خود را وضع کنند. استرنبرگ معتقد است دانشآموزان با این سبک تفکر، اغلب از شیوههای موجود در مدارس انتقاد میکنند که معمولاً بهجا است. این افراد نسبت به انجام وظایفی که معلمان تعیین میکنند چندان علاقهای ندارند و مسائل سازمان نیافته را ترجیح میدهند، زیرا میخواهند خودشان آنها را سازماندهی کنند.
از جمله کارهای مورد علاقه این افراد میتوان به نوشتن مقالات ابتکاری، داستانهای کوتاه، سرودن شعر، طرح مسائل ریاضی، انجام پروژههای علمی و تصمیمگیری درباره امور زندگی اشاره کرد.
سبک تفکر اجرایی
افراد دارای سبک تفکر اجرایی تمایل دارند قوانین و دستورالعملها را اجرا کنند و ترجیح میدهند توسط دیگران هدایت شوند. این افراد مراحل پیچیده اداری و مقررات سختگیرانه را میپسندند و مسائل کاملاً سازمانیافته را ترجیح میدهند.
به بیان دیگر، این افراد مسائلی را میپسندند که دیگران سازماندهی کردهاند. آنها «مرد عمل» هستند و دوست دارند قوانین چه متعلق به خودشان و چه دیگران را اجرا کنند.
کارهای مورد علاقه آنها شامل نوشتن مقالاتی است که دیدگاه دیگران، به ویژه معلم، را منعکس میکند، حفظ کردن داستانها و شعرهای دیگران، حل مسائل طرح شده توسط دیگران و پیروی از دستورها است.
سبک تفکر قضایی
افراد با سبک تفکر قضایی به داوری و ارزیابی مسائل مختلف علاقهمندند. آنها ترجیح میدهند مسائلی را بررسی کنند که بتوانند از طریق آنها به تحلیل و ارزیابی بپردازند.
استرنبرگ معتقد است این افراد در کار روزنامهنگاری، نوشتن مقالات تفسیری و انتقادی فعالیت بیشتری دارند و به عنوان معلم، ارزشیابی را بیشتر از آموزش ترجیح میدهند.
از جمله کارهای مورد علاقه این افراد نوشتن مقالات انتقادی، اظهار نظر درباره امور، داوری درباره افراد و ارزیابی برنامهها و پروژهها است.
نتایج پژوهشهای مربوط به سبکهای یادگیری و تفکر
در دو دهه اخیر پژوهشهای متعددی درباره سبکهای یادگیری و تفکر انجام شده و رابطه آنها با متغیرهای روانی و تربیتی بررسی شده است.
- پژوهشهای هیکسون، بالتیمور و نایتالفنباین و مارتین نشان دادهاند که بین زنان و مردان از نظر سبکهای یادگیری کلب تفاوت وجود دارد؛ به گونهای که مردان بیشتر به تجربه عینی تمایل دارند و زنان تأملیتر عمل میکنند.
- فوجی رابطه بین هوش و سبکهای یادگیری را بررسی کرده و یافته است که سبکهای یادگیری همگرا و واگرا به ترتیب با استدلال کلامی و غیرکلامی ارتباط قویتری دارند، اما در کل رابطه معنیداری بین سبکهای یادگیری و هوش مشاهده نشده است.
- پژوهشهای متعددی نیز ارتباط سبکهای یادگیری با پیشرفت در آزمونها، دروس مختلف و رشتههای تحصیلی را مورد بررسی قرار دادهاند. به عنوان مثال، کسیدی نشان داده که افراد دارای سبک یادگیری کلامی بیشتر از طریق خواندن متون یاد میگیرند، در حالی که افراد با سبک تجسمی در یادگیری مطالب تصویری موفقترند.
- همچنین در آزمونهای با جواب قطعی، دانشآموزان و دانشجویان همگرا عملکرد بهتری دارند. افزون بر این، دانشآموزان با پیشرفت تحصیلی بالا در سیاهه سبکهای یادگیری کلب در ابعاد تجربه عینی، مفهومسازی انتزاعی و مشاهده تأملی نمرات بالاتری کسب میکنند.

