نظریه مازلو درباره نیازهای انسان: نیازهای اساسی و فرانیازها
مازلو نیازهای انسان را به دو دسته اصلی تقسیم کرده است:
- نیازهای اساسی (یا نیازهای کمبود)
- فرانیازها (نیازهای خودشکوفایی)
هر یک از این دو دسته شامل چند طبقه مختلف است که در ادامه توضیح داده میشود.
نیازهای اساسی (نیازهای کمبود)
نیازهای اساسی به نیازهایی گفته میشود که در صورت کمبود آنها، ارگانیسم دچار مشکل میشود و این نیازها باعث برانگیختگی و انگیزش برای رفع آن کمبود میشوند. مازلو این نیازها را به چهار دسته تقسیم کرده است:
- نیازهای فیزیولوژیکی یا جسمی:
نیاز به آب، غذا، خواب، حرارت مناسب و سایر نیازهای پایه زندگی. - نیاز به امنیت یا ایمنی:
تمایل به داشتن محیطی امن و بدون تهدید برای ادامه زندگی و فعالیت. - نیاز به عشق و تعلق:
ایجاد روابط متقابل، محبت کردن و مورد محبت قرار گرفتن. - نیاز به عزت نفس یا احترام به خود:
کسب احساس شایستگی، موفقیت، مهارت و داشتن تصویری مثبت از خود در نظر دیگران.
نکته مهم:
نیازهای فیزیولوژیکی، مهمترین نیازهای اولیه انسان هستند. برای مثال، دانشآموز گرسنه نمیتواند تمرکز کند و یاد بگیرد. بنابراین، برآورده شدن این نیازها اولین وظیفه معلمان و والدین است.
بعد از رفع نیازهای جسمی، نیاز به امنیت و احساس آرامش در محیط آموزشی اهمیت پیدا میکند. کودکان باید در فضایی امن و بدون اضطراب باشند تا بتوانند به یادگیری بپردازند. معلمان نیز به امنیت شغلی، رفاه نسبی و بیمه نیاز دارند تا بتوانند با آرامش خاطر به آموزش ادامه دهند.
پس از ارضای نیازهای امنیتی، نیاز به محبت، دوستی و تعلق خاطر اهمیت مییابد. مازلو معتقد است زندگی شهری و شرایط جامعه مدرن باعث شده است که بسیاری از افراد در این زمینه محروم شوند.
در نهایت، پس از برآورده شدن نیازهای اجتماعی، فرد به نیازهای عزت نفس نیازمند میشود؛ یعنی نیاز به احترام و قدردانی از سوی دیگران و داشتن تصویری مثبت از خود.
فرانیازها (نیازهای خودشکوفایی)
برخلاف نیازهای کمبود، فرانیازها نیروی خود را از میل به رشد، پیشرفت و بالندگی میگیرند. این نیازها به نیازهای خودشکوفایی معروف هستند و شامل موارد زیر میشوند:
- کنجکاوی
- اشتیاق به یادگیری و کسب دانش
- جستجوی حقیقت و زیبایی
- تجربه کردن و درک عمیقتر از جهان
مازلو میگوید: خودشکوفایی یک فرآیند رشد است؛ یعنی روندی که فرد در آن به حداکثر تواناییها و استعدادهای خود میرسد.
فرد زمانی به نیازهای خودشکوفایی میرسد که نیازهای اساسی و ایمنی او برآورده شده باشد. اما فقط درصد کمی از افراد (حدود یک درصد) به این مرحله دست مییابند، چرا که بسیاری از مردم تحت تأثیر فرهنگ و فشارهای اجتماعی هستند و نمیتوانند استعدادهای بالقوه خود را بشناسند.
ویژگیهای افراد خودشکوفا از دیدگاه مازلو
- درک درست از واقعیت
- پذیرش خود و دیگران
- طبیعی بودن
- تمرکز بر حل مشکلات به جای خودمحوری
- علاقه به تنهایی و خلوت
- مقاومت در برابر همشکلی با دیگران
- همدلی نسبت به دیگران
مازلو معتقد است که فرد کامل کسی است که به بالاترین سطح نیازها برسد؛ یعنی پس از ارضای نیازهای جسمی، امنیتی، اجتماعی و عزت نفس، نیاز به خودشکوفایی را دنبال کند.
ارتباط نیازها و انگیزش در نظریه مازلو
مازلو انگیزش را نتیجه تمایل انسان به ارضای نیازهای سلسلهمراتبی میداند. وقتی نیازهای پایینتر (نیازهای اساسی) برآورده شوند، انگیزه فرد برای ارضای نیازهای بالاتر مانند خودشکوفایی ایجاد میشود.

