کاربردهای آموزشی نظریه یادگیری معنیدار کلامی
نظریه یادگیری معنیدار کلامی به منظور توضیح فرایند یادگیری در محیطهای آموزشی تدوین شده است. بسیاری از اصول این نظریه را میتوان مستقیماً برای بهبود یادگیری در کلاس درس به کار برد. در ادامه، مهمترین کاربردهای نظریه یادگیری معنیدار کلامی در موقعیتهای یادگیری آموزشگاهی بررسی میشود.
کنترل عوامل مؤثر در یادگیری و یادداری مطالب معنیدار
در نظریه یادگیری معنیدار، یادگیری یعنی ایجاد ارتباط بین مطالب جدید و ساختار شناختی یادگیرنده. بنابراین، ساختار شناختی یادگیرنده در زمان یادگیری، مهمترین عامل مؤثر بر یادگیری و یادداری مطالب جدید است. عواملی که موجب بهبود ساختار شناختی و افزایش کیفیت یادگیری میشوند، عبارتاند از: سازمانیافتگی، ثبات و روشنی دانش یادگیرنده در زمینه یادگیری.
اگر ساختار شناختی یادگیرنده سازمانیافته، پایدار و روشن باشد، یادگیری مطالب جدید آسانتر و با معنای بیشتری انجام میشود و نگهداری آن در حافظه بهتر صورت میگیرد. اما اگر ساختار شناختی مبهم یا بیثبات باشد، یادگیری و حفظ مطالب دشوار خواهد بود.
بنابراین، از نظر آموزشی، معلم باید تلاش کند این ویژگیها را در ساختار شناختی یادگیرنده تقویت کند. این هدف با ایجاد نظم و هماهنگی در مطالب آموزشی قابل تحقق است. آزوبل (Ausubel)، بنیانگذار این نظریه، اهمیت دانش قبلی یادگیرنده را بسیار برجسته میداند و معتقد است:
«اگر بخواهم تمام اصول روانشناسی تربیتی را در یک اصل خلاصه کنم، آن اصل این است که مهمترین عامل مؤثر بر یادگیری، دانش پیشین یادگیرنده است.»
بر این اساس، آموزش باید به گونهای طراحی شود که ساختارهای شناختی مناسب برای یادگیری معنادار ایجاد شوند.
پیشسازماندهنده در یادگیری معنیدار
طبق نظریه یادگیری معنیدار، دانشهای مرتبط در یک رشته علمی به صورت سلسلهمراتبی و هرمی شکل سازماندهی میشوند که ساختار شناختی آن رشته را تشکیل میدهد. به همین دلیل، در طراحی دروس باید ابتدا کلیترین، جامعترین و انتزاعیترین مفاهیم به صورت خلاصه معرفی شوند و سپس مطالب جزئیتر و تخصصیتر به تدریج ارائه شوند.
آرویل (Arvil) این روش را با فرآیند طبیعی تشکیل ساختار شناختی هماهنگ میداند. آزوبل این سبک آموزش را تدریس نمایشی نامیده است که در آن معلم با نمایش و توضیح سازمان و ارتباط درونی مجموعهای از دانش، یادگیری معنیدار را تسهیل میکند. در این روش، پیشسازماندهندهها نقش کلیدی ایفا میکنند.
پیشسازماندهنده چیست؟
پیشسازماندهنده مجموعهای از مفاهیم کلی مرتبط با موضوع درس است که پیش از آموزش جزئیات در اختیار یادگیرنده قرار میگیرد. این ابزار آموزشی، مفاهیم کلیدی و سازماندهنده را برای یادگیری مطالب جدید فراهم میآورد، توجه یادگیرنده را به نکات مهم جلب میکند و مطالب جدید را به دانش قبلی او مرتبط میسازد. پیشسازماندهندهها معمولاً خلاصهای از موضوع درس نیستند، بلکه شامل مفاهیم بنیادی و ساختاری هستند که یادگیرنده باید قبل از ورود به جزئیات بدانها مسلط باشد.
نقش پیشسازماندهندهها
پیشسازماندهندهها به یادگیرنده کمک میکنند تا:
- در صورتی که دانش قبلی کافی ندارد، پایههای لازم برای یادگیری مطلب جدید فراهم شود.
- اگر دانش قبلی دارد اما رابطه آن با مطلب جدید نامشخص است، این ارتباط را درک کند.
انواع پیشسازماندهنده
پیشسازماندهندهها به دو دسته اصلی تقسیم میشوند:
- پیشسازماندهندههای توضیحی یا نمایشی: این نوع، مفاهیم کلی و روابط آنها را توضیح میدهد و نکات مبهم را روشن میسازد. مثلاً معلمی که قصد دارد درباره جرایم کامپیوتری تدریس کند، ابتدا باید نوآوریها و سوءاستفادههای جدید در فناوری را توضیح دهد.
- پیشسازماندهندههای مقایسهای: این نوع بین دانش قبلی یادگیرنده و مطالب جدید ارتباط برقرار میکند. برای نمونه، معلمی که درباره نظام اقتصادی چین درس میدهد، میتواند این نظام را با نظامهای اقتصادی دیگر کشورهای آسیایی که دانشآموزان قبلاً آموختهاند، مقایسه کند.
سیفرت (Seifert) معتقد است برای مؤثر بودن پیشسازماندهندههای مقایسهای، یادگیرندگان باید درک عمیقی از مطالب پایه داشته باشند.
شکلهای مختلف پیشسازماندهنده
آزوبل بیشتر پیشسازماندهندهها را به صورت نوشتاری و کلامی معرفی کرده است. اما گود و برافی (Good & Bransford) نیز شکلهای دیگر مانند پیشسازماندهندههای شفاهی، شکلی و نموداری را مفید میدانند.
جهت خرید سوالات تاریخ ادبیات دبیری زبان و ادبیات فارسی ” کلیک “ کنید
جهت خرید سوالات دستور زبان و ادبیات دبیری زبان فارسی ” کلیک “ کنید
چهت خرید سوالات عروض و قافیه دبیری زبان و ادبیات فارسی ” کلیک “ کنید
جهت خرید سوالات نظم و نثر دبیری زبان و ادبیات فارسی ” کلیک “ کنید

