روش بدیعهپردازی: روشی نوآورانه برای تقویت خلاقیت (روش بدیعه پردازی ،فصل نهم فنون تدریس)
روش بدیعهپردازی رویکردی نوین است که ویلیام گوردون و دستیارانش برای تقویت خلاقیت و نوآفرینی طراحی کردند. مهمترین اصل این روش، استفاده از قیاسها است. بدیعهپردازی به ما این فرصت را میدهد تا به پدیدهها و مسائل از زاویهای تازه نگاه کنیم، راهحلهای نوین بیابیم و خلاقیت خود را در بیان و حل مسائل ارتقا دهیم.
هدف بدیعهپردازی چیست؟
این روش به ما کمک میکند:
- راههای جدید تفکر درباره مسائل را کشف و توسعه دهیم
- از محدودیتهای ذهنی رها شویم
- راهکارهای ابتکاری و بدیع خلق کنیم
اساس نظری بدیعهپردازی
بدیعهپردازی مبتنی بر چهار نگرش نوین است که نظریههای سنتی خلاقیت را به چالش میکشند:
- خلاقیت در فعالیتهای روزمره اهمیت دارد
برخلاف تصور رایج که خلاقیت فقط در آثار هنری بزرگ یا اختراعات علمی است، خلاقیت بخشی از زندگی روزمره، حل مسائل و روابط اجتماعی است. - خلاقیت اسرارآمیز نیست و قابل آموزش است
خلاقیت فرآیندی آگاهانه است که با تحلیل و آموزش میتوان آن را یاد گرفت و در زندگی روزمره به کار برد. - اصول خلاقیت در همه رشتهها یکسان است
خلاقیت در هنر، علوم و مهندسی دارای پیوندهای قوی است و نه محدود به یک زمینه خاص. - سبک تولید آثار خلاقانه در افراد و گروهها شباهت دارد
خلاقیت یک تجربه منحصر به فرد و فردی نیست بلکه الگوهای قابل تکراری دارد.
فعالیتهای استعارهای در روش بدیعهپردازی
خلاقیت با فعالیتهای استعارهای در این روش به جریان آگاهانه تبدیل میشود. فعالیت استعارهای یعنی مقایسه و جایگزینی مفاهیم آشنا و ناآشنا برای درک بهتر پدیدهها. این جایگزینیها باعث شکلگیری افکار جدید و خلاق میشوند.
مثال: وقتی از دانشآموزان خواسته میشود درباره کتاب درسی خود مانند «کفش کهنه» یا «رودخانه» فکر کنند، آنها با استفاده از استعاره به شیوهای نوآورانه درباره موضوع آشنا میاندیشند.
سه نوع قیاس در روش بدیعهپردازی
برای تمرین این روش، از سه نوع قیاس استفاده میشود:
1. قیاس شخصی
دانشآموزان خود را جای عنصر یا موجود دیگری قرار میدهند و احساسات آن را تجربه میکنند.
مثال: «اگر من موتور ماشین بودم، چه احساسی داشتم؟»
این قیاس موجب درگیری همدلانه و افزایش خلاقیت میشود.
گوردون چهار سطح درگیری همدلانه را معرفی کرده است:
- سطح اول: بیان حقایق بدون نگرش جدید (مثلاً: «من روغنی هستم.»)
- سطح دوم: هیجانات معمولی بدون بینش نو (مثلاً: «احساس قدرت میکنم.»)
- سطح سوم: همذاتپنداری عاطفی و عملی (مثلاً: «وقتی موتور داغ میشود، من هم داغ میشوم.»)
- سطح چهارم: بیشترین درگیری همدلانه با احساس ناتوانی و کنترل نداشتن (مثلاً: «احساس میکنم استثمار شدهام و نمیتوانم تصمیم بگیرم.»)
2. قیاس مستقیم
مقایسه ساده دو موجود یا مفهوم با تاکید بر شباهتهای جدید.
مثال: «شهروند بیفرهنگ شبیه ماشینی بیترمز است.»
3. تعارض فشرده
استفاده از دو کلمه یا مفهوم متضاد برای بیان بینش عمیقتر درباره یک موضوع.
مثال: «پرتوان – فرسوده»، «حیاتبخش – ایستا»
کاربرد بسط تمرینات در روش بدیعه پردازی ،فصل نهم فنون تدریس
این سه نوع قیاس میتوانند به صورت جداگانه یا ترکیبی برای آمادهسازی و شروع جریان خلاقیت به کار روند. این بسط تمرینات، فرایند تفکر استعارهای را به دانشآموزان آموزش میدهد و آنان را برای حل مسئله یا کشف مفاهیم جدید آماده میسازد.

