نظریههای خبرپردازی (پردازش اطلاعات) در یادگیری
در این فصل به معرفی چند نظریه مهم و شناختهشده در حوزه خبرپردازی یا پردازش اطلاعات میپردازیم.
ویژگیهای اصلی نظریههای خبرپردازی
- این نظریهها علاوه بر یادگیری، فرایندهای یادداری و فراموشی را نیز توضیح میدهند و بر بخش نسبتاً پایدار یادگیری تأکید دارند.
- همۀ این نظریهها متأثر از پیشرفتهای فناوری اطلاعات و کامپیوتر هستند و به بررسی چگونگی توجه انسان به محیط، رمزگذاری، ذخیره و بازیابی اطلاعات در حافظه میپردازند.
- مایر معتقد است انسانها پردازشگران اطلاعات هستند و ذهن به مثابه یک نظام پردازش اطلاعات است. شناخت، مجموعهای از فرایندهای ذهنی به شمار میرود.
- یادگیری یعنی کسب و فراگیری بازنماییهای ذهنی و نظریههای خبرپردازی در این زمینه متنوعاند که در این فصل، مهمترین آنها توضیح داده میشود.
نظریه سه مرحلهای خبرپردازی (اتکینسون و شیفرین)
یکی از نظریههای مشهور در حوزه خبرپردازی، نظریه یا الگوی سه مرحلهای اتکینسون و شیفرین است که روابط بین فرایندهای یادگیری، یادسپاری و یادآوری را شرح میدهد.
مراحل این نظریه به شرح زیر است:
- ثبت حسی
محرکهای محیطی مانند نور، صدا، حرارت، بو و… توسط گیرندههای حسی (چشم، گوش، پوست، بینی و …) دریافت میشوند و برای مدت کوتاهی (حدود ۱ تا ۳ ثانیه) در ثبت حسی ذخیره میشوند. در این مرحله ما از طریق توجه و ادراک نسبت به این محرکها آگاه میشویم. - حافظه کوتاهمدت
اطلاعاتی که مورد توجه قرار میگیرند، به صورت الگوهای تصویری، صوتی یا معانی رمزگذاری شده و وارد حافظه کوتاهمدت میشوند. اطلاعات در حافظه کوتاهمدت برای حدود ۱۵ تا ۳۰ ثانیه نگهداری میشوند. - حافظه درازمدت
بخشهایی از اطلاعات که با دانش قبلی ارتباط برقرار کنند، به حافظه درازمدت منتقل میشوند و باقیماندهها جایگزین اطلاعات جدید میشوند. اطلاعات در حافظه درازمدت به صورت سازمانیافته ذخیره شده و میتوانند برای مدت طولانی حتی تمام عمر باقی بمانند. در صورت نیاز، این اطلاعات به حافظه کوتاهمدت بازگشته و مورد استفاده قرار میگیرند.
ثبت حسی چیست؟
ثبت حسی نخستین مرحله در فرایند خبرپردازی است و گاهی به آن مخزن حسی یا حافظه حسی نیز گفته میشود.
- محرکهای محیطی به طور دائم بر گیرندههای حسی اثر میگذارند.
- فعالیت عصبی حاصل از محرکها برای مدت بسیار کوتاهی (حداکثر ۳ ثانیه) حفظ میشود.
- این مرحله به ما فرصت میدهد تا اطلاعات را انتخاب کرده و برای پردازش بیشتر به حافظه کوتاهمدت منتقل کنیم.
مثال: اگر با انگشت به بازوی خود ضربه بزنید و سپس ضربه را قطع کنید، ابتدا احساس واقعی ضربه را دارید، اما این احساس خیلی سریع محو میشود. این نشان میدهد ثبت حسی چقدر کوتاهمدت است.
ادراک چیست؟
ادراک فرایند نسبت دادن معنی به اطلاعات حسی است.
- ما با توجه به برخی محرکها، آنها را انتخاب کرده و سپس با کمک دانش قبلی آنها را تفسیر میکنیم.
- ادراک یعنی تشخیص الگوهای معنادار در اطلاعات حسی.
- آنچه ما ادراک میکنیم همیشه دقیقاً همان چیزی نیست که دریافت میکنیم، بلکه شامل تفسیر ذهنی نیز هست. این تفسیر به تجربههای قبلی، دانش، انگیزش و عوامل مختلف ذهنی وابسته است.
- ادراک میتواند تحت تأثیر انتظارات و پیشفرضهای ما باشد.
رابطه ثبت حسی و ادراک
- ثبت حسی، اطلاعات خام را به صورت دقیق و کوتاهمدت حفظ میکند.
- سپس ادراک، بر اساس این اطلاعات، الگوهای معنادار را شناسایی و معناگذاری میکند.
- به عبارتی، ادراک فرایند «دانستن» یا «تفسیر» اطلاعات حسی است.

