نظریه یادگیری برونر
هرچند در این فصل نظریه برونر را عمدتاً به عنوان یک نظریه رشد یا تحول شناختی بررسی کردیم و او را یکی از صاحبنظران روانشناسی رشد به شمار آوردیم، اما اندیشههای او را میتوان در قالب یک نظریه شناختی یادگیری نیز بررسی کرد.
بیگه و شرمیس دو مضمون اصلی در نظریه یادگیری برونر را اینگونه بیان میکنند:
۱. کسب دانش، هرگونه که باشد، یک فرایند فعال است.
۲. یادگیرنده دانش را خودش میسازد؛ یعنی اطلاعات دریافتی را به کمک یک مبنای روانشناختی (الگوی درونی یا نظام بازنمایی) که از قبل در ذهن دارد، پردازش و داوری میکند.
این نظام بازنمایی، به یادگیرنده کمک میکند تجربهها را معنیدار و سازماندهیشده کند و فراتر از اطلاعات سطحی برود. بنابراین، هر فرد باید به عنوان یک مشارکتکننده فعال در فرایند یادگیری در نظر گرفته شود که اطلاعات را انتخاب، تغییر شکل، فرضیهسازی و اصلاح میکند.
نکات کلیدی نظریه یادگیری برونر
- یادگیرنده به طور ذاتی نیاز دارد تا تجربههای اکتسابی را سادهسازی و معنیدار کند.
- برای انجام این کار، یادگیرنده باید مفاهیم یا به تعبیر برونر، مقولات (طبقات) را بسازد. این مفاهیم نتیجه انتزاع عناصر مشترک میان رویدادها و تجارب مختلف هستند.
- ترکیب این مفاهیم منجر به کشف قواعدی میشود که به ما کمک میکند جهان را در ذهن خود نظم دهیم و روابط پیچیده میان مفاهیم را درک کنیم. برونر به این ساختار نظمیافته «نظام رمز» میگوید، که سلسله مراتبی از مفاهیم و طبقات است.
- ساختار هر موضوع علمی، بیانگر روابط کلیدی و اندیشههای مهم آن است. برای یادگیری موثر، لازم است یادگیرنده خودش این نظام رمز را در ذهن بسازد و به بازنمایی اندیشهها و روابط بپردازد.
- برونر معتقد است بهترین روش یادگیری، یادگیری اکتشافی است؛ یعنی یادگیرنده خود نظام رمز را کشف کند و نه اینکه آن را آماده از معلم دریافت نماید.
طراحی برنامه درسی بر اساس نظریه برونر
- برونر آموزش را تلاش برای شکلدهی رشد شناختی میداند.
- در کتاب معروفش «فرآیند یادگیری» میگوید به جای آموزش مجموعهای از واقعیتها و اطلاعات پراکنده، باید ساختار بنیادی دانش آموزش داده شود.
- ساختار بنیادی دانش شامل مفاهیم، اصول، تعمیمها و روشهای پژوهش یک نظام علمی است.
- آموزش این ساختار به دانشآموزان درک عمیقتر از موضوع میدهد، آنها را به کاوشگری و حل مسئله مستقل تشویق میکند و توانایی کاربرد آموختهها در موقعیتهای مختلف را به آنها میآموزد.
- برونر تاکید دارد «یادگیری یادگیری» برای دانشآموزان امروز که در عصر انفجار اطلاعات زندگی میکنند، ضروری است.
- معلمان باید توانایی حل مسئله را در دانشآموزان پرورش دهند و آنها را به فعالیتهای اکتشافی تشویق کنند.
کاربردهای آموزشی نظریه برونر
- برونر نگاه خوشبینانهتری نسبت به تاثیر آموزش بر رشد شناختی دارد، حتی بیشتر از پیاژه.
- او معتقد است هر موضوعی را میتوان با تطبیق روشهای آموزشی با سطح شناختی کودکان آموزش داد؛ حتی موضوعات پیچیده را میتوان به شکل قابل فهم و عقلانی به هر کودک آموزش داد.
- برونر میگوید معلم باید آموزش را طوری طراحی کند که هم با تفکر کودک سازگار باشد و هم او را به تفکر وا دارد.
- هر حوزه دانش را میتوان از طریق سه نظام فکری ارائه داد:
- نظام حرکتی
- نظام تصویری
- نظام نمادی
- برای تعیین اینکه کدام نظام برای یادگیری یک موضوع خاص برای فرد مناسبتر است، باید دانش قبلی و نوع تفکر او را در نظر گرفت.
- بهتر است آموزش تا حد امکان هر سه نظام را به کار گیرد.
- برونر یادگیری اکتشافی را بهترین نوع یادگیری میداند؛ یعنی دانشی که یادگیرنده خودش کشف میکند. البته او بیشتر طرفدار یادگیری اکتشافی هدایتشده است، یعنی اکتشافی که توسط افراد آگاهتر هدایت و پشتیبانی میشود.
مقایسه نظریه برونر با نظریه ویگوتسکی
- نظریه برونر بیشتر به نظریه ویگوتسکی شباهت دارد تا پیاژه.
- هر دو بر تاثیر فرهنگ و زبان در رشد شناختی تاکید دارند.
- برونر مانند ویگوتسکی، آموزش مبتنی بر تعامل بین بزرگسالان و کودکان را مهم میداند. در این مدل، بزرگسالان کودکان را در حل مسئله همراهی و حمایت میکنند.
- اصطلاح تکیهگاهسازی (scaffolding) که برونر مطرح کرد، اکنون مفهومی کلیدی در روشهای آموزشی مبتنی بر نظریه ویگوتسکی است.
- وجود این شباهتها نشان میدهد نظریه برونر و ویگوتسکی در بسیاری از دیدگاههای آموزش و رشد شناختی مشترک هستند.

