خلاصه فصل: رشد و تحول شناختی از دیدگاه پیاژه
- رشد یا تحول به تغییرات منظم و سازگارانهای گفته میشود که از لحظه بستن نطفه تا مرگ در فرد رخ میدهد و شامل جنبههای جسمانی، شخصیتی، اجتماعی و شناختی است.
- رشد شناختی به تغییرات منظمی گفته میشود که در طول زمان در شناخت، یادگیری، یادآوری، فهمیدن و اندیشیدن فرد اتفاق میافتد.
- هدف ابتدایی ژان پیاژه در مطالعه رشد شناختی کودکان و نوجوانان، بررسی منشاء و چگونگی تکامل دانش در انسان بود. به همین دلیل، مطالعات او در حوزه شناختشناسی ژنتیک (Epistemology) قرار دارد.
- تعادل به معنی ایجاد حالت توازن شناختی بین درک انسان از جهان و تجربههایی است که کسب میکند.
- فرایند تطبیق طرحوارهها و تجربهها برای ایجاد تعادل را «سازگاری» میگویند که شامل دو بخش است:
- جذب: تغییر محیط و سازگار کردن آن با ساخت شناختی موجود
- انطباق: تغییر ساخت شناختی و هماهنگ کردن آن با نیازهای محیطی
- «سازمان» به معنای نظم منطقی در دستگاه شناختی است و مکمل سازگاری محسوب میشود.
- محتوا در برابر طرحواره قرار دارد و به جنبههای آشکار هوش اشاره میکند که تواناییهای زیرساختی محتوا را شکل میدهد.
- در نظریه پیاژه، هوش از نخستین روزهای زندگی کودک ظاهر میشود، اما تفکر عمدتاً پس از زبانآموزی و نمادسازی شکل میگیرد.
پرسشها و تمرینهای خودآزمایی
- وقتی کودکی فکر میکند هوا وزن ندارد و معلم با آزمایش این موضوع را نشان میدهد، این نوع فهمیدن چه نام دارد؟
- نزدیکترین اصطلاح به «محتوا» در نظریه پیاژه چیست؟
- چهار مرحله رشد شناختی پیاژه را با ذکر مثال توضیح دهید.
- اصطلاحات تعادلیابی، سازگاری، جذب، انطباق، سازمان، طرحواره و عملیات ذهنی را تعریف کنید.
- هوش و تفکر را تعریف و مقایسه نمایید.
- مفهوم بقاء ذهنی را شرح دهید و روند شکلگیری آن را توضیح دهید.
- خودمحوری کودکی و نوجوانی را تعریف و مقایسه کنید.
- کاربردهای نظریه پیاژه در آموزش کلاس را بیان کنید.
- اندیشههای نوپیاژهایها را توضیح دهید و با نظریه پیاژه مقایسه کنید.

